X
تبلیغات
افغانها در سرزمین استرالیا -

افغانها در سرزمین استرالیا

بولتن فرهنگی،بازتاب دهنده اندیشه های آزاد افغانهای مقیم استرالیا

مرزهای جغرافیای اندیشهء ما

    

      حامد صابری

  ورود دو کشتی حامل مهاجران افغان به آبهای استرالیا در هفته های اخیر واکنش های متفاوتی را در اجتماع افغانها در استرالیا در پی داشت. هرچند به دلایل مختلف، خبر مذکور در رسانه های جمعی استرالیا انعکاس چندان نداشت به نظر میرسد که از حساسیت این گونه خبرها در اجتماع افغانها کاسته نشده و همانند چندسال پیش، خبر ورود پناهجویان از راه بحر، یک خبر بحث برانگیز و بعضاً جنجال آفرین است. دربین اخبار رسمی و غیررسمی مرتبط با حادثهء مذکور، گزارش یک خبرنگار استرالیایی دربارهء نظرات یکی از مسؤولین انجمن افغانها در غرب استرالیا از چند جنبه دارای اهمیت خاص بود که در این نوشته به تفصیل به آن اشاره شده است. در این گزارش که در مجلهء "وست استرالیا" چاپ شده بود به نقل از آقای پوپل، رییس انجمن "افغان کمیونیتی نشنل" در غرب استرالیا صحبت هایی درج شده بود که به عقیدهء این قلم، نه تنها فاقد اساس و اعتبار است بلکه کاملاً سوال برانگیز و غیرمسؤولانه نیز می باشد. خبرنگار مذکور به نقل از آقای پوپل ابتدا می نگارد که دولت استرالیا دربارهء ماهیت پناهجویانی که اخیراً به جزیرهء کرسمس انتقال داده شده اند از دقت زیادتر کار بگیرد چراکه نگرانی های زیادی دربارهء هویت آنها موجود است و پناهجویان مذکور ممکن است بخاطر کسب ویزای استرالیا خود را به دروغ، اتباع افغانستان معرفی کنند.

روزنامهء مذکور به نقل از آقای پوپل از خشم و تشویش افغانهای ساکن پرت بخاطر ورود پناهجویان اخیر خبر می دهد و سخنان آقای پوپل را چنین می نویسد: اگر این مهاجرین از جنوب افغانستان باشند احتمال بیشتر میرود که پناهندهء واقعی باشند ... اما ممکن است آنها هزاره های ایران و پاکستان باشند که به احتمال بیشتر مهاجرین اقتصادی هستند "

صاحب این قلم که نه تنها از تمام زوایای داستان پرکش وقوس مهاجرت پناهجویان افغان از راه بحر به استرالیا در سالهای اخیر با خبر است بلکه خود یکی از همین کشتی شکستگان است که از چندسال پیش رحل اقامت در این ساحل امن افکنده است اظهارات آقای پوپل را تکرار همان سناریوی قدیمی می داند که بجز تشتت و پراکندگی و نفرت و دشمنی ارمغان دیگری برای جامعهء افغانهای مقیم استرالیا نداشته است. مهاجرت افغانها به استرالیا از راه بحر در چند سال گذشته بدون تردید یکی از تحولات بس مهم در اجتماع افغانها در استرالیا به شمار میرود و در این زمینه، مقالات متعددی به قلم نگارنده در جریدهء "آرمان" نشر شده است.

به نظرمیرسید که با تغییر پالیسی دولت استرالیا و اعطای ویزای دایم به پناهندگان افغان که دارای ویزای تحفظی موقت بودند فصل پرتنش "مهاجرین کشتی نشین" خاتمه یافته و آن عده از افراد یا گروههای افغان که در طی چندسال گذشته به شیوه های مختلف درصدد رسیدن به اهداف ناپاک خود بودند حدیث "رفتن زمستان و روسیاهی ذغال" را به عینه تجربه نموده و عناد و لجاجت را رها کرده و تسلیم واقعیت ها شوند. با این همه، صحبت های اخیر آقای پوپل ظاهراً خلاف این امر را به اثبات می رساند، فلذا ضروری دانستم چند سطری پیرامون این مسأله بنگارم. هرچند اظهارات موصوف از روشنی و وضاحت لازم برخوردار است و نیاز به تفسیر و تعبیر ندارد تصمیم گرفتم ابتدا با ایشان هم صحبت شوم تا معلومات بیشتری دربارهء نظرات و دیدگاههای شان حاصل کنم.

اولین سوالی که در مذاکرهء تیلفونی با آقای پوپل به دنبال جواب آن بودم آن بود که جناب ایشان که به عنوان یکی از رهبران جامعهء افغانهای مقیم غرب استرالیا معرفی شده است تا چه حد صلاحیت نمایندگی اجتماع افغانها در پرت را دارا می باشد. این سوال عمدتاً از آن جهت اهمیت دارد که در شهرهای مختلف استرالیا انجمن های افغانی مختلف وجود دارند که اکثراً فقط از تعداد محدودی از هموطنان ما نمایندگی می کنند. به دلایل متعدد که شرح مفصل آن در این نوشته نمی گنجد زیادتر این انجمن ها که در یک دورهء زمانی خاص در گذشته فعالیت های کم و بیش از خود نشان داده اند اکنون فعالیت چندان ندارند و تاریخ مصرف شان گذشته است. علیرغم این نابسامانی سازمانی و ناکارآمدی اثبات شده بیشتر این انجمن های به زندگی نباتی خود ادامه می دهند و گاه و بیگاه برای خالی نبودن عریضه، حرکت ناچیزی از خود نشان می دهند.

برای کسب معلومات دربارهء انجمن که آقای پوپل رییس آن می باشد مذاکرهء تیلفونی با ایشان رابا این سوال ساده شروع کردم که انجمن یادشده هرچند وقت یکبار جلسات عمومی و انتخابات خود را برگزار میکند. در پاسخ به این سوال کاملاً عادی آقای پوپل ابتدا موضوع جلسات عمومی انجمن را یک مسألهء شخصی خواند و از جواب دادن به آن طفره رفت و سپس به دلیل انکه اینجانب عضو انجمن نمی باشم از پاسخ به این سوال خودداری کرد. از فحوای کلام ایشان چنین حدس زدم که احتمالاً انجمن ایشان نیز مانند دهها انجمن افغانی دیگر است که حضور فعال در عرصه اجتماعی و فرهنگی جامعه، افغانها نداشته و طبعاً نمیتواند نمایندهء شایسته ای برای افغانهای غرب استرالیا باشد.

بعد از صحبت های مقدماتی، از آقای پوپل سوال نمودم چرا در جریان صحبت دربارهء مهاجرین غیرواقعی به به تعبیر دیگر "مهاجرین اقتصادی"، از یک ملیت خاص نام برده شده است. ایشان با اطمینان گفتند که به اساس تجربه شخصی شان افراد زیادی را می شناسند که در واقع هزاره های ایران، پاکستان، سوریه و ممالک دیگر هستند و خود را افغان معرفی کرده اند. به آقای پوپل توضیح دادم که در طی سالهای 1999 تا 2002 تعداد سه الی چهار هزار مهاجر افغانستانی از طریق بحر به استرالیا آمدند که هرچند بخاطر وضعیت خاص افغانستان در زمان طالبان، اکثریت آنها هزاره بودند اقوام دیگر مانند پشتونها، تاجیکها هم دربین گروههای مهاجر کشتی نشین وجود داشتند. طبعا در یک چنین شرایط استثنایی که روزنهء امیدی برای بسیاری از مردم به چشم میخورد یک تعداد افراد سودجو که از تابعیت افغًانستان برخوردار نبودند برای کسب تحفظ دولت استرالیا خود را افغانستانی معرفی نموده و موفق به دریافت ویزای استرالیا شدند. اما مطلب مهم آنست که این افراد فرصت طلب از لحاظ قومی به ملیت خاص تعلق نداشتند، به عبارت روشن تر اگر یک تعداد از هزاره هایی که تابعیت ایران و پاکستان را دارا بودند با ادعای افغانستانی بودن ویزای استرالیا را گرفتند در کنار آن یک تعداد دیگر از این مهاجرین فرصت طلب، غیرهزاره بودند.

در صحبت های خود با آقای پوپل این مسأله را چنین تشریح نمودم که اگر نگرانی در رابطه با هویت پناهجویان کشتی نشین وجود دارد این تشویش فقط به هزاره های ارتباط نمیگیرد چنانچه بسیاری از مهاجرین دروغین که در سالهای گذشته خود را افغان معرفی کرده اند، غیر هزاره بوده اند. فلذا اگر قرار است در مصاحبهء رسمی با یک رسانهء خبری استرالیا، از هزاره های ایران و پاکستان ذکر شود باید در کنار آن مثلاً پشتونهای ساکن صوبه سرحد پاکستان نیز مورد اشاره قرار گیرد، در غیر این صورت یک شخص استرالیایی که طبعاً درمورد پس زمینهء قومی ونژادی مردم افغانستان معلومات چندان ندارد با خواندن چنین گزارش یک جانبه و نادرست، دچار غلط فهمی شده و اصطلاح "مهاجرین اقتصادی" را با ملیت خاص از مردم افغانستان مرتبط و هم آوا خواهد یافت که صد البته ناعادلانه و بدور از حقیقت خواهد بود.

اگر اظهارات آقای پوپل در مصاحبه با خبرنگار مذکور به همین جا ختم میشد ممکن بود که اشارهء مستقیم به ملیت هزاره را یک سهو معمول و عادی تصور نماییم و یا مثلاً قسمی که جناب ایشان ذکر کردند آنرا به حساب عدم صداقت یا دقت کاری خبرنگار استرالیایی بگذاریم اما جملات دیگری که آقای پوپل در این مصاحبه بیان کرده اند تردیدهای زیادی را نه تنها درمورد نیت و قصد ایشان بلکه درمورد اعتبار و صلاحیت ایشان مطرح میکند. ایشان در بخش دیگری از صحبت های شان چنین عنوان می کنند که اگر مهاجرینی که اخیراً خود را به استرالیا رسانده اند از مناطق جنوبی افغانستان باشند احتمال بیشتر میرود که آنها پناهندهء واقعی باشند. وقتی از آقای پوپل راجع به این اظهارات سوال نمودم ایشان ضمن زیرسوال بردن دانش و فهم اینجانب دربارهء زبان انگلیسی، سعی در توجیه این اظهارات نمود و با اشاره به جنگها و درگیریهای دوامدار در مناطق جنوبی افغانستان، استحقاق پناهندگی باشندگان ساحات جنوبی کشور را یک امر واضح معرفی کرد.

از توضیحات آقای پوپل چنین استنباط نمودم که متآسفانه موصوف در بارهء قوانین پناهندگی و خاصتاً معاهدهء پناهندگی که معیار قبولی ویا رد شدن درخواست های پناهندگی می باشد معلومات اندک دارند فلذا به ایشان یاداوری کردم که به اساس معاهدهء پناهندگی مؤسسهء ملل متحد که تقریباً نیم قرن پیش به تصویب جامعهء جهانی رسید و استرالیا نیز یکی از امضاکنندگان آن میباشد "پناهنده به کسی اطلاق میشود که در خارج کشور متبوع خود بسر می برد و بخاطر ترس واقعی از اذیت و آزار و ظلم و ستم که ممکن است به دلایل نژادی، مذهبی، سیاسی، تابعیت و یا عضویت در یک گروه اجتماعی خاص باشد قادر به عودت به کشور خود نمی باشد." به عبارت روشن تر نبردهای نظامی، جنگهای داخلی، ناآرامی های اجتماعی و حتی مصایب و بلایای طبیعی که ممکن است به کشته و مجروح و بی خانمان شدن افراد شوند با توجه به معیارهای شناخته شدهء بین المللی، دلایل قانع کننده برای اثبات پناهندگی اشخاص به شمار نمی روند.

هرگاه ناآگاهی نسبت به قوانین پناهندگی در یک شخص عادی دیده شود ممکن است موضوع چندان مهمی نباشد اما تردیدی وجود ندارد که رهبران و مدیران جامعهء افغان در استرالیا، خاصتاً کسانی که به صفت سخنگو و نمایندهء مردم ما با رسانه های ارتباط جمعی مصاحبه می کنند باید نسبت با این موضوعات عالم و واقف باشند چراکه اکثریت افغانها به دلایل پناهندگی به استرالیا آمده اند و فقدان معلومات ضروری در این زمینه میتواند نشانگر بی مسؤولیتی و بی پروایی رهبران و نمایندگان جامعهء ما باشد.

در خاتمه لازم به تذکر می دانم که اجتماع افغانها در استرالیا به دلایل متعدد که از حوصلهء این بحث خارج است متآسفانه فاقد انسجام و همدلی می باشد و درصورتی که رهبران و مسؤولین انجمن ها و تشکلات اجتماعی ما در اظهارات رسمی و غیررسمی شان از درایت و کیاست کار نگیرند و نظرات بدور از حقیقت و سوال برانگیز را مطرح کنند بر تشتت و تنش موجود افزوده و صدمات و لطمات جبران ناپذیری بر پیکر نحیف و شکنندهء اجتماع افغانها وارد نموده اند که مثال های متعدد و بارز آنرا در جریان مهاجرت افغانهای کشتی نشین در چندسال اخیر شاهد بودیم.

این نبشته را با ذکر این موضوع به پایان میبرم که هدف نگارنده، شماتت یا مذمت شخص یا گروه خاص نبوده است بلکه تشویش و نگرانی ام بخاطر بعضی اظهاراتی که جز افزودن بر کینه و خصومت در بین اقوام برابر و برادر افغانستانی ثمر دیگری ندارد مرا ترغیب به نگارش این چند سطر نمود و یگانه خواستهء اینجانب آنست که رهبران و نمایندگان ما در رفتار و گفتار خود، مصالح علیای اجتماع افغانهای مقیم ای بر عظیم را بیش از هر مؤلفهء و آجندای شخصی، گروهی، قومی و نژادی مد نظر داشته باشند. جای خوشی است که محترم پوپل در ختم مذاکرهء تیلفونی با این موضوع موافقه نمودند و اظهار امیدواری کردند که در آینده، از مشوره و رهنمایی دوستان و همکاران که در انجمن های دیگر فعالیت می کنند استفاده کنند

+ نوشته شده در  2008/11/30ساعت 10:48 PM  توسط AfghanAustralia  |